|
Sport Page................................
مسابقات چهار جانبه
چهار شنبه 7/11/84
خبر گزاری ام.اس ای
مهدی - سعید- جبار و
محمدرضا در این روز به
هوای سیمولاتور به پارک
مطهری رفتند... اما! در مرکز
بازیهای کامپیوتری پارک
مطهری بجز پلی استیشن
چیزی یافت نشد . پس همگی
به فیفا 2004 پرداختند.. . در
این بازیها جدول بدین
گونه بود:
برد
باخت مساوی
امتیاز
سعید 2
1 0
6
مهدی 1 0 2
5
محمد رضا 0 1
2 2
جبار
0 1
2 2
که جبار بخواطر چند
اشتباه فردی و تفاضل گل
کمتر به مقام چهارم نائل
شد.
As you know Metalorges are the best in all fields(!?) one of them is Sport. All kind of it! In these days metalorges
are thinking about a Foot ball team. So I made a page for them to pay my share in winnig team. OK Wait for Greater News...
Mahdi muhammad pour
گفتگوی تمدنها...
مبارزه تمدنها
دیروز مسابقه بسیار
جالبی برگذار شد. در این
مسابقه دو تیم لرها و ترکها
شرکت داشتند. تیم لرها
متشکل از صادق و صابرو
تیم ترکها متشکل از مهدی.ح
و محمد رضا بود. در این درسج
خوانی که به شیوه حکم و
در سه پنج دور برگذار شد
حوادث و اتفاقاتی جالب
رخ داد که در زیر به شرح
آنها میپردازیم:ء
به گزارش خبر گزاری
ام.اس.ای دست اول را لرها...
دست دوم را ترکها... دست سوم
را لرها... دست چهارم را ترکها
بردند. نفسها برای دست
پنجم در سینه حبس شده بود
و استرس روانی شدیدی بر
اتاق حکم فرما! ترکها
حکم کردند و بازی با برگ
پایین محمد رضا آغاز شد.
صادق برگ را سرکرد و دست
را گرفت... لرها پس از آن
با یک بازی توفانی و تحسین
بر انگیز شش دست متوالی
گرفتند. همه چیز به کد
شدن ترکها در دست آخر رای
می داد. اما از بد روزگار
آس صابر هک شد و ترکها رفع
کدی را گرفتند... و در پایان
لر ها شش گیر شده دست را
به ترکها واگذار کردند.
و ترکها بازی را با نتیجه
سه به دو پیروز شدند.ء
اما از همه چیز مهمتر
پس از بازی بود. جدای از
درگیریهای بین بازیکنان
و طرفداران همگی اخلاق
جوانمردانه را رعایت
کردند... این اخلاق جوانمردانه
را از کی به ارث برده اند؟
از آقا تختی < اینجا شطرنجی
است! >ء
News Page....................
شانس بزرگ!!!!!ء
7/11/84 چهار شنبه
خبرگزاری ام.اس.ای
پس از کلاس ریاضی
که در فنی با حضور جمعی
از متال ها و خوارج برگزار
شد عده ای از متالورژها
به پارک مطهری برای سیمولاتور
رفتند... این گروه چهار نفره
از مهدی محمدپور- سعید
علوی - محمدرضا روشن ضمیر
و جبار قاسمی نژاد تشکیل
شده بود. گزارش مفصل این
دیدار را می توانید در
صفحه ورزشی ببینید! پس
از آن همگی به رفاه رفتند
و خریدهای کامله را انجام
دادند. و طبق معمول هر روز راهی
سلف شدند.اما چیزی عجیب
بود! انگار چیزی کم شده
بود! که ناگهان فریاد *
بلند شد. (*یکی از همین
چهار نفر که از من خواست
نام او فاش نشود!) وای کیفم
کو؟؟؟ در همین لحظه مهدی
گفت شاید جایی جاگذاشتی؟
*گفت آره میرم پیداش کنم!!!
و مهدی با او رفت . به سرعت
به سمت پارک مطهری راهی
شدند. دست بر قضا مرکز بازیهای
کامپیوتری بسته بود. *
گفت برگردیم فردا بیایم
ولی مهدی به سمت در مرکز
رفت و در زد... تاپ تاپ تاپ
...انگار کسی نیست!!! که ناگهان
یک سایه از پشت در دیده شد
و در را باز کرد. هر دو نفر وارد
مرکز شدند و درباره کیف
سوال کردند... اما صاحب مرکز
کاملا مطمئن بود که کیفی
ندیده است... پس هر دو نفر
برگشتند که * به یاد رفاه
افتاد و پیش به سوی رفاه...
مهدی جلوتر حرکت میکرد
و * پشت سر او... داخل رفاه
مهدی چند مامور را دید
که کیفی به دست دارند و
با هم صحبت می کنند. به * گفت:
این کیف تو نیست؟ء
و* نگاهی انداخت و
انگار که بال درآورده
بود...آره خودشه!!! وآن کیف
مال او بود.ء
آری بار دیگر پلیس
به کمک ما آمده بود... و داستان
از این قرار بود... گشت پیاده
پلیس واقع در جلوی رفاه
فردی مشکوک را می بیند
که در حال دویدن است و چند
کیف به همراه دارد...پلیس
دستور ایست میدهد اما
مظنون به فرار خود ادامه
می دهد. و تعقیب و گریز از
همین جا آغاز میشود . متاسفانه
پلیس موفق به گرفتن این
جانی طبهکار که برای زنده
یا مرده آن 6790001 $ جایزه تعیین
شده نشد. اما او در حین فرار
کیف * را به علت سنگینی زیاد
می اندازد. و کیف صحیح و
سالم به دست * میرسد. و ما
در ساعت 9:00 به دانشگاه رسیدیم...قصه
ما به سر رسید خاله سوسکه
به خونش نرسید.ء
اردو و متال (ورژن
2 ) ئ
بار دیگر متالورژها
یکدلی و یکی بودن خود را
به نمایش گذاشتند. اردو
در زمستان و کوهپایه... کوهپایه
و بچس پایه!!! اردوی بدون
مجوز چیزی دیگر است و همانا
سرما خوردگی در پی! راستی
صنایع ها هم کوهپایه آمده
بودند... شوخی هم کردن!!!!!
واقعا که در این راستا
هیچکی متال نمیشه!!! ء
سینما و متال!
ء
یک نکته جالب
و منحصر به فرد!!! متالها
هم فیلم می بینند!!! چهارشنبه
ای که گذشت بسیار عجیب
بود... چرا که اکثریت غریب
به اتفاق متالها به تالار
وحدت رفته بودند تا فیلم
شهر گناه را ببینند... فیلم
توپی بود؟! جای شما خالی...
ارزاق را هم دادند!!!!! ء
FIFA METALICA
امشب برو بچس متال
در حال حالی به حولی هستند...
اما بدون خبر!!! کجا؟ سالن
سرپوشیده... کی؟ ساعت 8:00 سر
آزادی... چیکار؟ فوتسال...
خوش بگذره... ء
!!!Happy Birth day!!!
جمعه پیش برای
متالورژها روز جالبی
بود... امتحانی ساده و شبی
زیبا... تولدی در شهر بازی!
کاری بسیار عجیب که سابقه
نداشت. البته تولد سعید
دو روز قبل بود اما بخاطر
امتحان فیزیک کنسل شده
بود . به هر حال شبی سرد با
گرمای وجود بچه ها گرم
شد! اما کادو ها یکی از یکی
بهتر بود... از کفش بچه گانه
گرفته تا ادوکلن و کتاب...
البته خانم صدیق برای
این مراسم بسیار پر خرج
ظاهر شده بودند ! ما از ایشان
کمال سپاس را داریم(؟)
اما هدیه ویژه مراسم هدیه
ای بود از طرف تمامی بچه
ها و آن 200000 ریال پول رایج
مملکت بود و آن هم نشان
دهنده صداقت و هماهنگی
بین متالورژها بود... همیشه پاینده
باشید...
مهدی محمدپور

*** What a pic nic!!!
After a week at last metalorges went to the pic nic... with out any permition
or sth else! but it was a true pic nic. with no eyes and shitt talk. Really tell you... all the people were just like Brothers
and sisters. and it's so good...
but for that many people tried so hard... some pbody like " Mostafa
A." or "Saeid S." or Majid V." or "Mahdi M." and many people that telling their names will takes many time. The food
was chicken which was so Striliazed and Pastorized! the hobbeis wes so easy and usual! and every body after that studied their
lessons! for the Che. Exam!!!!!! wow "Che tavahomi!!!"
Totally our pic nic was one of the best picnics in the world!
I know it.
Mahdi Muhammad pour
***WOW look the math EXAM!
Terrible...Terrible!!! Shame...Shame!!! Why I did it? Why my mark is like this?
I never have any mark like this!!!
This was hearable from many students of Metalogy after getting their mark...
Shitt! it was so shame for us... We are better than the others and we have to be...
I wish every body take a better mark at the next exam.
Mahdi Muhammadpour
***. تروریسم در دانشگاه؟ََ
شب پیش شبی
بسیار زیبا بود. اما حادثه
ای آن را به کلی خراب کرد.<رفتن
برق در تمامی دانشکده
علوم>... به گفته شاهدی عینی
علت رفتن برق در خوابگاه
پسران بود وی اینگوته
داستان را شرح می دهد: ((
دیشب عازم سلف بودم که
ناگهان صدایی از پشت سرم
شنیدم. همینکه برگشتم
دیدم در آسمان پر از جرقه
های برق است. صحنه هیجان
آوری بود!!! مخصوصا آنکه
بعد از آن دوباره اتصالی
دیگری رخ داد و صحنه تکرار
شد!...))
اما از همه چیز
مهمتر قطعی برق به طور
همزمان در تمامی دانشگاه
بود! چگونه می شود دانشگاه
باهنر به آن بزرگی با یک
اتصالی ساده از کار بیفتد؟
شاید
***.اردو برای
متالورژها!
پس از تلاشهای زیاد
نماینده کلاس آقای مجید
وقاری و با دوندگی های
زیاد آقای سلمان پاکدل
بالاخره اردو ماهان برگزار
خواهد شد! اما کو کسی که
به فکرمان باشد؟ اگر بودجه
ای برای کمک به دانشجویان
وجود ندارد پس چگونه به
دانشجویان گیاه پزشکی
که اردویی را برای پنج
شنبه تدارک دیده اند از
سوی دانشگاه 500000 ریال کمک
گردید و به ما هیچ؟
ء
1. At Friday 12.11.2005
all the metalorges went to a perfect vacation at the city park!!! wow! it was one og the best places in the city of Kerman!
(I think...) what ever after a long time all of us were happy and funny! but some of us were sad... why? tell you! couse at
the morning a math test were happend! wow what a terrible! but we needed some fun and it was the reason!
|